1- وقتی "داستان1 سرایی" جای "تحلیل منطقی" رو می گیره، یا به عبارت خیلی رادیکال تر وقتی چیزی رو نشه با ریاضی "اثبات" کرد، میشه 1001 جور داستان مختلف ساخت و اگه "اندازه گیری" و پیش بینی دقیق هم توی اون داستان ها نباشه، هیچ کدوم سازنده هاشون رو نمیشه ساکت کرد، اثباتی بر این حرفم رو می تونید تو وبلاگ گفتمگفت ببینید که پایه ی استدلالش برای اتفاقای اخیر رو بر تولد "نظام مردمی، کارامد، ملی و وفادار به قانون اساسی" بعد از سوم تیر (سال 84) گذاشته و شروع کرده به ساختن داستان. (البته نسبت حجم اطلاعات به کل مطالب وبلاگ به نظرم خیلی پایینه، اینه که باید کلی حرف های بیربط بخونید!)
با اینکه با علوم انسانی آشنا نیستم، اما فکر می کنم این دو تا اشکال نظریه های غیر ریاضیه که :
1- توشون "پیش بینی" پدیده ها کمتر از علوم تجربی هست
2- امکان ریز شدن وجود نداره و یه نظریه ی کلی باید یه وضعیت کلی رو توصیف کنه و در نهایت باید متخصصانش ببینند این نظریه ی کلی این پدیده را کلا درست توصیف و پیش بینی می کنه یا نه! اگه نتونست ممکنه نظر دیگه ای با پیش فرض های کاملا متفاوت ساخته بشه و از بیخ نظریه عوض شه
2- با اینکه یه چند روزی خیلی به این فکر کردم که انگیزه ی فرهاد جعفری از این حمایت های عجیب غریب از احمدی نژاد چی می تونه باشه و هنوز هم به نتیجه ی خاصی نرسیدم، اما "داستان سرایی" هایی می بینم که جالبند: مثلا توی این پست ادعا می کنه ایرانی های خارج از ایران درک درستی از تعداد شرکت کننده ها ندارند چون:
1- "اینجا حضور ندارند و فقط به تخمین های خبرگذاری ها دسترسی دارند و نهایت کاری که می تونند بکنند اینه که میانگین وزن داری از این تخمین ها را به عنوان تعداد شرکت کنندگان در نظر بگیرند."
2- "تمایل به اینکه واقعیت از آرزوهای آدم تبعیت کنه مانع نتیجه گیری واقعی میشه"2
نویسنده نمیگه چه راهی برای تخمین تعداد شرکت کننده ها در نماز جمعه ی دیروز مناسبه، اما به نظرم میرسه منظورش اینه که حضور شخص در ایران (و در نماز جمعه احتمالا) و "حسی" که بش دست میده تخمین مناسب تری نسبت به میانگین گیری وزن دار از عددایی که خبر گذاریا اعلام کردند به دست میده. ادعایی که اصلا بدیهی نیست. تخمین خیلی از کسایی که من دیدم انقدر بده که وقتی توی تظاهراتی هستند، تفاوت 100 هزار و 5 میلیون رو هم نمی تونند تشخیص بدند. مورد دوم هم که تبعا به هر تحلیل کننده ای وارده و مختص ایرانیهای مقیم خارج نیست.
نمونه ی دیگه ای از این "داستان سرایی" رو انتهای همون پست میشه دید که:
1- آقای فرهادی معتقده رفتارهای غلطی که امروز مشاهده می کنیم (مثل برخی دستگیریها، مثل گشت ارشاد و ....) اغلب ناشی از ادامه ی نظام پیش از سوم تیره و رفتارهای مناسبی که مشاهده می کنیم (مثل واقعیکردن قیمتِ سوخت و حاملهای انرژی یا اصلاح یارانهها و واقعیکردن قیمتهای کالاها و خدمات، یا خصوصیسازیِ سازمان خصوصیسازی، مثل اخطار قانون اساسی رئیسجمهور برای بار نخست در تاریخ جمهوری و ...) ناشی از تولد نظام پس از سوم تیره.
2- از طرف دیگه ادعا می کنه که مسیر به سمت ادامه ی حیات نظام بعد از سوم تیره
اما فرق چنین حرفی با یه نظریه ی علمی اینه که مشخص نمی کنه آیا این حرکت به سمت نظام بعد از سوم تیر یکنواخت بوده و خواهد بود یا نه و در نتیجه ما باید الان نسبت به چهار سال پیش شاهد کاهش اون رفتارهای غلط باشیم (و در این صورت آیا بررسی های آماری نشون میدن که شاهد بودیم؟) یا باید منتظر باشیم بعدا کمتر بشه. (که اگه اینجوریه کی؟) یک نظر علمی (البته من راجع به علوم ریاضی حرف می زنم نه مثلا علوم انسانی چون ازشون چیزی نمی دونم) علاوه بر این میگه که در چه تاریخی (و با چه خطایی) "چه مقدار" از این رفتارهای غلط کم میشه و "چه مقدار" به رفتارهای درست اضافه میشه.
در نهایت اینکه تا وقتی ریاضی وارد نشه بعید می دونم بشه دست "داستان نویسی" رو از تحلیل مسئله های اجتماعی کوتاه کرد
1 از کلمه ی داستان به معنی چهارچوبی غیر علمی و غیر مبتنی بر بررسی دقیق منطقی برای توضیح پدیده ها استفاده کردم که فکر کنم جزو معنی های داستان نباشه؛ اما خب چیز بهتری به ذهنم نرسید!
2 سعی کردم استدلال ها نقل به مضمون باشند، چون خودشون گنگ تر و طولانی تر بودند
پی نوشت: گیومه ها و طولانی بودن این متن احتمالا ناشی از خوندن وبلاگ گفتمگفت از فرهاد جعفریه!
