یه آرایشگر 30 - 35 ساله است تو یه پاساژ نسبتا شیک. کارشو خوب بلده و از این مدل موهای به قول معروف fashion هم کوتاه می کنه. صورتش همیشه تیغ زده و مرتبه و آرایشگاهش هم خیلی خوشبوه. شمرده حرف می زنه:
آقای آرایشگر: ما مسئولای دلسوزی نداریم... 30 ساله دارند حرف می زنند... مردم از روحانیون انتظار دیگه ای دارند
من: بله... بله
- یه روحانی چرا باید ماشین ضد گلوله سوار شه؟ اگه اون روحانی با خداییه برا چی باید ماشین ضد گلوله سوار شه؟ اگه خدا نخواد 10 تا گلوله هم به ماشینش بخوره چیزیش نمی شه(!)
- بله... درست می گید شما...
- یه روحانی باید انقدر با خدا باشه که از هر 10 نفری که بش مراجعه می کنند یکیشون شفا پیدا کنه
- بله، همین طوره...
- ولی کو؟ چنین روحانی هایی خیلی کمند!
پی نوشت 1: یادمه اول کتاب تفسیر موضوعی قرآنمون نوشته بود "اگر بر سر مرده ای سوره ی حمد را خواندید و او زنده شد تعجب نکنید"
پی نوشت 2: اگه شما می خواهید رای این آقای جوون رو به دست بیارین کافیه یه روحانی باشید و ماشین ضد گلوله سوار نشین! اصلا لزومی نداره اقتصاد یا جامعه شناسی یا علوم سیاسی یا حقوق بلد باشید.
پی نوشت 3: واقعا فکر نمی کردم یه آقای شیک پوش 30 ساله ی تهرانی، انقدر معجزه براش چیز طبیعی ای باشه! طبیعی تر از ماشین ضد گلوله
