تبليغاتX
آریا نوشت

آریا نوشت

چنین نوشت آریا...

- بله آقای آریا... اینجوریاست که زبان یاد گرفتن مثل کوه نوردی می مونه! یه کوه گنده که اگه تو هر مرحلش به قله اش نگاه کنی سرت گیج میره و میخوری زمین! باید آروم آروم و یه قدم یه قدم سعی کنی ازش بری بالا... باید یاد بگیری که از هر قدمش لذت ببری وگرنه بعیده بتونی بیشتر از یه تپه ازش بالا بری!

گیرم هر از گاهی، سر پیچی که مشرف می شه به جاده ای که ازش بالا اومدی، می تونی یه نگاهی بندازی، کولت رو بذاری زمین و یادی از همه ی مسیر اومده بکنی...

من فرانسه رو شروع کردم!


انقدر خوبه که مطمئنم تو کارم هیچ وقت لازم ندارم دروغ بگم. لازم ندارم قیافه ی مطمئنی بگیرم و با تموم وجودم حرف مفت بزنم و حتی لازم نیست نگران این باشم که اخبار و تاریخ و ... رو کی و برای چی تغییر داده و "حق" با کیه! من می تونم بدون توجه به اینکه وزرای خارجه ی اروپا دارن برای پا در میونی می رن غزه، توی اتاق خودم بشینم و با وجدان راحت اخبارشون رو بخونم و بگم بررسی این قضیه توی تخصص من نیست!

بیخود نیس که آدم بزرگ ها  عاشق عدد و رقمند... عددها اگه با آدم حرف نمی زنند لااقل حرف مفت هم نمی زنند!

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 دی1387ساعت 11  توسط آریا  | 

همه ی درسا شخصیت دارند:

الکترومغناطیس بچه مثبت و عینکیه. موهاش رو فرق کنار می زنه و قیافه ی گرد شاسکولی داره؛ محاسبات کوانتومی زیرکه! خیلی باهوش نیستا، هوشش نسبتا خوبه اما نه خیلی، اما گاهی کلک های شیطنت آمیزی بهتون می زنه و می ذارتتون سر کار. جبر ولی نابغه است، همیشه آرومه و تو خودشه و داره به مسائل پیچیده ای فکر می کنه (باهاش هم که هستین زیاد توقع نداشته باشین باهاتون حرف بزنه یا از حضورتون خوشحال باشه). بیوفیزیک شاد و پرحرفِ! لباسای شاد و سبک می پوشه و به درد خوندن تو یه تعطیلی 3 روزه تو یه باغ می خوره (مهربون تر از اونه که منو بندازه نه؟!)


+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 0  توسط آریا  |