تبليغاتX
آریا نوشت

آریا نوشت

چنین نوشت آریا...

بعضی ها آدم های سالمی اند... به اندازه ای که باید، اعتماد به نفس دارند و نه بیشتر...
به اندازه ای که باید، به فکر بقیه اند و نه بیشتر...
به اندازه ای که باید، به فکر خودشونند و نه بیشتر...
به اندازه ای که باید شادند... کار جدی می کنند... احساس می کنند چیز بلدند ... و نه بیشتر

بعضی ها هم خب طبعا اونقدر سالم نیستند...

بعد اگه اونایی که سالم اند با اونایی که اونقدر سالم نیستند بیشتر از من حال کنند، من حق دارم راجع به خودم شک کنم دیگه، نه؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 21  توسط آریا  | 

من دوست دارم وقتی به یه سدی می خورم ببینمش! بش فشار بیارم... برم عقب و محکم خودمو بزنم بش... از همه چی و همه جا هم اگه لازمه بزنم تا خرابش کنم ؛ برام مهم نیست! شاید حتی تلاش واقعی یا عاقلانه ای هم نکنم و شاید بدون هیچ پیشرفتی فراموشش کنم بعد از یه مدت... اما باید بشه برا شکستنش تلاش کرد!

گیرم همیشه سد ها طوری که من می خوام نیستند... گاهی سد ها رو نمی شه دید، یا نمی شه برا شکستنشون تلاشی کرد؛ گاهی از هر کسی هم که بپرسی بت می گن باید صبر کنی ببینی چی می شه!  گاهی بلد نیستی باید چجوری به یه سدی حمله کنی و هیچ کس هم راهشو نمی دونه....

باید دستتو بذاری زیر چونت و برای لحظه ای که نمی دونی میاد یا نه و کی میاد ثانیه شماری کنی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 22  توسط آریا  | 

یادمه وقتی ۸ سالم بود و برا اولین بار می رفتم کلاس شنا - و خیلی هم از آب می ترسیدم- مربیمون (که یه آقای خیلی گنده ای هم بود) یه جلسه اومد و بی مقدمه گفت بپرین تو آب! همه پریدن به جز من! نتیجه ی اون روز اینکه من هنوز شنا بلد نیستم!

...

یادمه وقتی ۱۸ سالم بود و رفتم کلاس رانندگی مربیمون با اخمای تو همش اومد نشست تو ماشین و با لحن صدای مسخره کنندش گفت: "حرکت کن" و خب من انقدر هول شدم که می خواستم همون موقع کلید رو بذارم رو ماشین و در برم! نتیجه اینکه من هنوز رانندگی بلد نیستم!

...

امروز اولین روز از ۲۲ سالگیمه و مربیمون داره با یه ظاهر خشن و بی تفاوت بم می گه بزرگ شو! میگه باید تصمیمای مهمی بگیری! جوری که انگار بخواد بگه "اگه بزرگ نشی اصلا اهمیتی نداره٬ کسی که له می شه خودتی". لابد تو دلشم می خنده که نمی تونم رشتم رو انتخاب کنم یا هیچی از ۲ سال دیگم نمی دونم! این یکی خیلی اخمو تر و جدی تر و گنده تره٬ اصلا هم به نظر نمیاد براش مهم باشه اگه در برم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 2  توسط آریا  |